ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1363
سفرنامه شاردن ( فارسى )
به خليج فارس در جاهاى زياد كوههايى وجود دارد كه بلندى آنها متفاوت است . بيرون از مهيار راه عريض مىشود ، و سه فرسنگ دور از اين آبادى راه از كنار كوه به طرف راست مىپيچد ، و به دشتى بسيار حاصلخيز مىرسد كه عرضش از پنج تا شش فرسنگ درمىگذرد . من در مدّت سفر و اقامتم در ايران نه بار از اين دشت خرّم و باصفا و رؤيا آفرين كه شانزده فرسنگ درازا دارد ، و از نيمهء ماه مارس تا نيمهء نوامبر سراسر پوشيده از گلهاى رنگارنگ است ، در آن گلّههاى بسيار مىچرند ، و ميوهها و سبزيهاى خوب دارد ، گذشتهام ، و همواره از تماشايش لذت بردهام . از آن پس وارد قمشه شدم . محيط قمشه از سه ميل درمىگذرد ، و گرچه شهر را مانند است شهركى بيش نيست . در روزگاران گذشته آبادان و معتبر بوده چه قمشه ويرانههاى پيرامونش بر اين گفته گواهانند . آنچه بيشتر در اين شهرك جلوه مىكند كبوتر خانههاى آنست . اين كبوتر خانهها را به منظور استفاده از كود حاصل از فضلهء كبوتران ، در بعضى از نقاط ايران ساختهاند . كشتگران از اين كودها مخصوصا در زراعت خربزه استفاده مىكنند و نتايج خوب مىبرند . قمشه داراى چند كاروانسراست كه همه كوچكند . گروهى بر اين اعتقادند قمشه همان شهرى است كه بطلميوس آن را ارباتيس Orebatis ناميده زيرا محل و